عالم کودکی
شب موقع خواب داشتم برات لالائی می خوندم که بخوابی ولی اصلا اثری از خواب تو چشمای
شیطونت نبودهیمن طور که داشتم لالائی میخوندم با التماس گفتم آرینا بخواب دیگه مامانی
آرینا چشماتو گذاشتی روهم و با دست برام بای بای می کردی .یعنی من خوابم نیستم
رفتم لالا.
خدا دنیای کودکی رو چقدر قشنگ و ساده ساختی .

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عالم کودکی
