آریناآرینا، تا این لحظه: 16 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره

آرینا مو فرفری

لالائی برای عروسک

عروسکم امروز هم با یک کار با نمک  دیگه مامانی غافلگیر شد. مشغول بازی بودی که متوجه شدم سر وصدای شما نمی یاد ،وقتی مامانی رسید بالای سر شما فکر می کنی چی دید؟ یکی از عروسکاتو که این روزها خیلی بهش علاقه پیدا کردی و روی بالش رو به شکم خوابونده بودی  و با دست کوچولوت آروم آروم می زدی پشت کمر عروسکت و می گفتی  هیش ، هیش ، هیش. ملوسکم ، داشتی عروسکتو لالائی می کردی که بخوابه.                                        ...
4 بهمن 1390

نقاشی متحرک

یک ایده برای نقاشی متفاوت                                برای دیدن مراحل کار بفرمائید ادامه مطلب...       برای درست کردن یک نقاشی متحرک ابتدا روی یک کاغذ آ4 تصویر مورد نظر را طراحی کنید. حالا طرحتون رو رنگ آمیزی کنید... حالا قسمت رو که می خواین در اون حرکت اتفاق بیفته با کاتر برش بدین، اینجوری: حالا من قصد دارم ماشین هایی رو در این مسیر حرکت بدم. پس باید تعدادی اتومبیل درست کنم و اونها رو به ترتیب زیر آماده کنم: حالا با حرکت دادن نی ها با دست ، م...
3 بهمن 1390

دندون ناز و تازه

آرینا صبورم دختر گلم یازدهمین دندونت هم جونه زد.عزیزم تا حالا برای در اوردن دندون اذیتم نکردی هر چند که خودت درد می کشی و صبوری می کنی .مامانی اولین نشونه ائی که می بینه و متوجه می شه داری دندون در میاری اینکه دوتا انگششتو می کنی داخل دو تا گوشات.این یعنی یه دندون ناز و تازه دیگه.                                 فدای دختر گلم بشم که درد می کشه و هیچی نمی گه و صبوری می کنه.      دندون ناز وتازه       ابری که بارون...
2 بهمن 1390

آرینا در آشپزخانه

عسلکم بعدازظهر مامانی داخل آشپزخونه مشغول غذا درست کردن بود که.... شما موانع جلوی در آشپزخونه رو با زحمت زدی کنار و خواستی بیای داخل اشپزخونه.... مامانی: به به آرینا خانم کی به شما گفته بیای داخل آشپزخونه؟؟؟؟؟ آرینا : بابا..... مامانی:بابا گفته بیا ی داخل  آشپزخونه!!!!!! آرینا : هومممم مامانی: حالا تو آشپزخونه اومدی چکار؟؟؟؟ آرینا : باسی (بازی) ...
2 بهمن 1390

دلم گرفته....

 دلم گرفته...  چشم هایم مدام می سوزد و خیس می شود. نمی دانم چرا دارم می نویسم. شاید نوشتن آرامم کند. شاید اگر این حرف ها را یک جایی بنویسم دلم سبک شود. شاید بعد از این که بنویسم و یک دل سیر  گریه کنم بتوانم چشم هایم را ببندم و بدون هق هق گریه بخوابم. آرینای عزیزم خوش به حالت که در سنی هستی که از خوب و بد روزگار هیچ نمی دانی.اما دخترکم  روزی بزرگ می شی و این مطلبو می خونی و حال امروز مرا می فهمی. دنیا همیشه روزهای خوش و شاد نداره ، روزهائی هم هست که خیلی سخت هستن. خدایا چقدر امروز هوای خونه ما سنگینه...چرا این غم تمام نمی شه.... خدایا فقط یک سوال زنی که شاید سالها انتظار مادر شدن  را می کشه...
1 بهمن 1390

به یاد انار کوچولو

خواستم مطلب جدید برای آرینا بنویسم که با پیام هستی جان روبرو شدم که نوشته بود انار کوچولو به آسمانها رفت. تسلیت واژه کوچکیست در برابر غم بزرگ شما... اندوه ما در غم از دست دادن آن فرشته معصوم در واژه ها نمیگنجد تنها میتوانیم از خداوند برایتان صبری عظیم و برای انار عزیز ، روحی شاد و آرام طلب کنیم. ما را در غم خود شریک بدانید. یادش گرامی......               عزیزم جات برای همیشه تو بهشته......   ...
1 بهمن 1390

نحوه صحیح مسواک زدن کودکان نوپا

                        بسياري از پدرومادرها فكر ميكنند كه دندانهاي شيري فرزندشان اهميت چنداني در سلامت دهان آنها ندارنددليلشان هم اين است كه دندانهاي شيري بالاخره ميافتند. اما دندانپزشكان اطفال چنين نظري را  ندارند و معتقدند دندان كودك به محض رويش بايد مثل دندان بزرگسالان تميز شود. شروع مراقبتهاي  دندانی از ابتدايي ترين سالهاي تولد سبب ايجاد عادت روزمره مسواك زدن در كودك ميشود. در ادامه با  مهمترین نکات در رابطه با مراقبت از دندان كودك با ما همراه شوید.   براي فرزندتان مسواك كوچكي با پرزه...
30 دی 1390

بیژی بیا نباش

شیرین زبون مامان و بابا بابائی به یاد روزهای گذشته به شما گفت:آرینا بدو بیا تاتی نباتی (منظور راه رفتن) آرینا،با شوق و ذوق گفتی: بیژی بیا نباش... مامانی ، همه کارای شما باید یه جوری غافلگیرمون کنه نه به اون موقع که یک کلمه هم با مامانی و بابائی تکرار نمی کنی نه به حالا که سه کلمه رو پشت سر هم و با یک بار گفتن تکرار می کنی. درسته که کلمه هادرست و کامل تلفظ نکردی ولی همین که سه کلمه رو پشت سر هم گفتی خیلی خوشحالم.   ...
29 دی 1390

آرینا چشم در میاره

  مو فرفری مامان این روزا یکمی خطرناک شدی آخه انگشتتو می خوای ببری داخل چشم مامانی... هرچی مامانی میگه آرینا مامان نکن این دیگه چه کاریه اصلا توجه نمی کنی تازه انتظار داری مامانی چشماش باز باشه تا شما انگشتتو ببری داخل چشم مامانی. فکر کنم می خوای چشم مامانی بشه مثل چشم عروسکت. ...
29 دی 1390