آریناآرینا، تا این لحظه: 16 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره

آرینا مو فرفری

لباس دوست داشتنی

دخترکم روی لباست آب ریخت و خیس شده بود. مامانی می خواست لباستو  عوض کنه که...... زدی زیر گریه وجیغ و فریاد که لباسمو عوض نکن. مامانی:آرینا مامانی سرما می خوری.... آرینا:جیغ و فریاد که نمی خوام لباسمو عوض کنی. مامانی:میگه ببین ، این لباست خوشگل تره. آرینا: لباستو می بری و می ندازیش پشت مبل .(اصلا خوشگل نیست و دوسش ندارم)                                                   &n...
20 دی 1390

عروسک آدم برفی

فصل زمستان و سرما از راه رسیده و چه خوب است که هر فصل سال را با  درست کردن کاردستی فصل با کودکان شروع کنیم. از آن بهتر، استفاده از مواد دورریختی برای درست کردن کاردستی ها ست تا عملا به کودکان اهمیت محیط زیست و بازیافت را آموزش دهیم. نکته مهم : از این آموزش با اندکی تغییر برای درست کردن اسباب بازی عرسک خانگی برای  کودکان می توانید استفاده نمایید. مواد لازم برای کاردستی آدم برفی برای فصل زمستان: -  بلوز قدیمی به رنگ سفید – در صورتیک بلوز قدیمی و بلا استفاده ندارید از یک لنگه جوراب هم می توانید استفاده نمایید چسب حرارتی – اگر چسب حرارتی ندارید ، از دوختن استفاده نمایید کش ...
19 دی 1390

می نویسم برای فرداها...

دخترم هرگز برای ایرادهای دیگران ، مسخره شان نکن .             ممکن است خودت هم ایرادی داشته باشی . هر وقت عیبی در کسی دیدی به رخش نکش . به خصوص اینکه آن عیب به چشم دیده  نشده و طرف مقابلت به تو اعتماد کرده و با تو در میان گذاشته. نقص دیگران نباید هرگز مایه خشنودی تو شود . نباید از آن  راز یا عیب به عنوان ابزار  استفاده کنی . هرگز کسی را  اینگونه آزار نده. اگر نمیتوانی در مقابل طرف مقابلت حرف بزنی و از خودت دفاع کنی . حتی اگر در مقابلش کم آوردی از به رخ کشیدن عیبش بر حذر باش. دوست دارم همیشه از آزردن دیگران پرهیز کنی . ...
19 دی 1390

نقطه ضعف مامانی

شیرینم ، عسلم مشغول شیطونی کردن بودی که مامانی رسید بالای سر شما....  مامانی : اخم کرد بابت کاری که نباید انجام بدی. عزیزم اصلا به مامانی مجال حرف زدن ندادی و انگشت اشاره دستتو گذاشتی روی بینیت و گفتی هیشششششششششش.                                                  مامانی وقتی این کارو کردی دیگه نتونست جلوی خندشو بگیره و دوتائی زدیم زیر خنده. حالا هر ...
18 دی 1390

ساخت کاردستی شهر برفی

ساخت کاردستی شهر برفی با دورریختنی ها بچه ها وحتی بزرگ تر ها  معمولا به اسباب بازی شهر برفی علاقه دارند. شما می توانید با تکه های اسباب بازی های شکسته یا قدیمی و یک شیشه خالی سس مایونز یا مربا، به سادگی یک شهر برفی زیبا درست کنید. روش ساخت این کاردستی جدید را در ادامه ببینید. همچنین انواع مختلف این کاردستی، در ۶ عکس برای ایده گرفتن شما نشان داده شده است.   برای درست کردن کاردستی جدید شهر برفی به مواد زیر نیاز دارید: یک شیشه خالی – شیشه هایی که بیشتر حالت کروی و گرد داشته باشد مناسب تر ند. یک تکه اسباب بازی شکسته یا قدیمی ( از نوعی که خودش و یا رنگامیزی آن، در آب حل نشود) آب مقطر یا آب جوشیده گلیسیری...
17 دی 1390

صدای زندگی

صدای زندگی مامان و بابا ،آرینای عزیزم چند ساعت بعد از زدن واکسن کم کم پاهات دیگه توان راه رفتن نداشت و عوارض واکسن شروع شد. اینقدر حالت بد بود که حوصله هیچ چیزی رو نداشتی هیچ چیز خوشحالت نمی کرد حتی وقتی بابائی می خواست بره بیرون فقط با چشمای معصومت بابائی رو نگاه می کردی و حتی توان حرف زدن هم نداشتی.دیگه حتی نمی تونستی راه بری و فقط می خواستی تو بغل مامانی باشی.مامانی هم دربست در اختیار شما بود.بعد از دوساعتی که خوابیدی و بیدار شدی و شام خوردی یه مقدار حالت بهتر شد و مامانی و بابائی هم که حسابی کسل شده بودن دوباره سرحال شدن. بچه شیطون در هر شرایطی شیطونه.....حتی اگه واکسن زده باشه.      &n...
17 دی 1390

هجده ماهگی مبارک

می نویسم امروز با حالائی که دیروز آرزو بود و فردا خاطره. امروز ، زود خاطره می شود زودتر از آنچه فکرش را بکنی. عزیزم آرینا هجده ماهگیت مبارک.               اصلا کلاه سرت نمی ره...              ...
17 دی 1390

چی بگم.....

جدیدترین مدل دراز کشیدن آرینا موقع تماشای tv                بابائی میگه اینهمه ناز و ادا از کجاست؟؟؟؟!!!!!! ...
16 دی 1390

ماجرای واکسن زدن آرینا

       همه زندگی مامان و بابا امروز صبح به بابائی گفتم تا آرینا از خواب بیدار می شه بره مرکز بهداشت و یه وقت برای شما بگیره. وقتی رسیدیم مرکز بهداشت و نوبت شما شد خانم پرستار گفت کفش آرینا رو در بیارین و بذاریدش روی ترازو..... مامانی:زیر لب می گفت حالا چطوری کفشاشو در بیارم.این دختر ما به کفشاش خیلی حساسه. وقتی دست مامانی رفت سمت کفشات یه نگاه چپی به مامانی کردی و گفتی نه ،بعدش هم که مرکزبهداشت رو گذاشتی روی سرت که من کفشامو می خوام.خانم پرستار هم هاج و واج نگات کرد و گفت:وای وای وای آرینا چکار می کنه برای کفشاش.(اولین آبروریزی) بالاخره کارمون داخل اتاق کودک تمام شد و رفتیم سمت اتاق...
16 دی 1390

مامانگا

مامانی:آرینا بگو پگاه... آرینا:گا گا مامانی:آرینا بگو مامان پگاه... آرینا:مامانگا                ...
14 دی 1390